احمد مجد الاسلام كرمانى

281

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

نفر است و مقابله با عقل ده نفر نميكند و البته ده نفر زيادتر از يكنفر چيز مى فهمند پس هركس طرف مشورت زيادتر باشد زودتر بواقع ميرسند و منافع و مضار امور را تميز ميدهند و عادت نوع بشر هم همين بوده كه در معظمات امور هميشه مشورت ميكرده‌اند مثلا وقتى جماعتى در ميدان جنگ با خصم مقابل ميشده‌اند براى تعيين مركز حمله و ترتيب مقابله و مقاتله قبل از شروع بجنگ مجلس شورائى تشكيل داده و آن مجلس موسوم است بمجلس شوراى نظامى يا عسگرى يا شوراى جنگى و در آن مجلس مسائل لازمه مطرح ميشده كه آيا از كدام طرف بر دشمن حمله كنيم و كدام فوج را مقدمة الجيش قرار بدهيم و براى حفظ لشگر در كدام نقطه سنگر بنا كنيم و هكذا و مستبدترين سرداران عالم و مقدرترين سلاطين روى زمين در اين موارد از مشاوره خوددارى نميكرده‌اند چنان كه تاريخ محاصره قندهار به خوبى شهادت ميدهد كه نادر شاه افشار كه يكى از سرداران مسلم بوده است هر وقت كار را مشكل مىديده فورا امر بانعقاد مجلس شورا مى نموده و در آن مجلس تمام صاحبان مناصب حاضر ميشده‌اند و در كمال آزادى آراء خود را اظهار ميداشته‌اند و بالاخره مبنى عمل بر اغلبيت آراء بوده است و هكذا ناپلئون اعظم در تمام محاربات قبل از شروع بجنگ با صاحب‌منصبان افواج مشورت ميكرده‌اند و علاوه از آنكه از آراء آنها استفاده مينموده دلهاى آنها را هم بدست ميآورده بعضى افراد آنها را دخيل در كار ميكرده و هريك از صاحب‌منصبان چون طرف مشورت سردار كل واقع شده بودند خود را مسئول ميدانستند كه حتما بر خصم غلبه كند و اين مطلب قابل انكار نيست و تاكنون احدى نتوانسته است منافع مشاوره را انكار كند . مشورت بيدار و هشيارى دهد * عقل‌ها مر عقل را يارى دهد چنان كه از انضمام چندين چشمه رودخانه و از انضمام چندين رودخانه دريا